جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 29 اسفند ماه سال 1386

شب از نیمه گذشته و من بیخوابم ! تا یک ساعت پیش داشتم سفره هفت سین میچیدم و تخم مرغ رنگ میکردم !!! و با داداشی و مادرخانومی داشتیم فیلم میدیدیم ! فیلم که تمام شد نگاه کردم دیدم هر دوشون خوابیدن !!! و من تهنایی فیلم میدیدم !!!  

 

آقایی اس ام اس داده بود اما گوشیم توی اتاق بود . اومدم واسش یه بوس فرستادم اما بیدار نشد ! جوجوی من لالاهه !!! فداش بشم ...

 

روز دوشنبه رفتم آرایشگاه ! آقایی زحمت کشید و منو رسوند و بهدم اومد دنبالم . ابروهامو برداشتم خیلی ناز شده . موهامو هم کوتاه کردم . موهام خیلی بلند بود تا پایین کمرم ! تقریباً نصفش رو کوتاه کرد !!! همه میگن بهت میاد . خودم که خیلی ناراحت بودم آخه آقایی گفته بود زیاد کوتاهش نکنی ها !!! اما امان از دست این آرایشگرهای حرف گوش نکن !!!  آقایی دلداریم داد و گفت زود زود بلند میشه .

 

دیروز بعد از ظهر ( چهارشنبه سوری ) رفتیم با آقایی ددر !!! من یه عالمه خرید داشتم ! بهدم رفتیم یه جا نشستیم و ذرت مکزیکی خوردیم !!!  و به صدای زیبای ترقه ها گوش دادیم !!!

 

دیروز یه کیف پول گوگولی خریدم ! انتخاب آقایی بود . اینقدر نازه ...

 

وای فقط چند روز دیگه تا مراسم بله برون باقی مونده و هر دومون بیتاب رسیدن اون روز هستیم ...

 

آقاییم یه عالمه ذوق داره ... فداش بشم ... ان شا الله همه چیز به خوبی و خوشی تمام میشه جیگرم ... نترس ... باشه ؟!

 

امروز آقایی آدرس این وب جدیدرو ازم خواست و بهش ندادم !!! میخوام سورپرایزش کنم ... شطوری ؟؟؟ میام میگم ...

 

برای من و آقاییم دعا کنید ... دعا کنید مراسممون به خوبی برگزار بشه ...

 

فردا عیده ها !!! سال نو رو به همتون تبریک میگم و براتون از خدا آرزوی سعادت و سلامت میکنم . موقع تحویل سال من و آقاییم رو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید ...

 

 آرزومند آرزوهای همتون هستم ...

 

 تا سال دیگه خدانگهدار همگی !!!